گروه آموزشی علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی، بروجرد، ایران
چکیده
بحرانهای محیطزیستی معاصر، از جمله تغییرات اقلیمی، تخریب منابع طبیعی، کاهش تنوع زیستی، آلودگی آب، خاک و هوا، بهرهبرداری ناپایدار از منابع و تخریب زیست بومها، فقط پدیدههایی طبیعی یا جهانی نیستند، بلکه نشان میدهند تبیین و مدیریت این چالشها تنها با اتکا به علوم طبیعی و راهکارهای فنی امکانپذیر نیست. در این میان، جامعهشناسی محیطزیست، بهعنوان یکی از حوزههای نوین علوم اجتماعی، با تمرکز بر تحلیل روابط متقابل جامعه و محیطزیست، نقش مهمی در تبیین ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بحرانهای محیطزیستی دارد. هدف این مقاله، مرور تحلیلی سیر تحول اندیشههای جامعهشناسی محیطزیست و بررسی دیدگاههای برجستهترین اندیشمندان این حوزه از دوره کلاسیک تا نظریههای معاصر است. این پژوهش با روش مروری ـ تحلیلی و بر پایه مطالعه و تحلیل منابع معتبر علمی انجام شده است. در این راستا، دیدگاههای صاحبنظران از منظر تحول نگرش به رابطه انسان و طبیعت، مبانی نظری، نقاط اشتراک و افتراق و سهم آنان در شکلگیری جامعهشناسی محیطزیست تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد این حوزه با گذار از رویکردهای انسانمحور به رویکردهای بوممحور، چارچوبی جامع برای تبیین ریشههای اجتماعی بحرانهای محیطزیستی ارائه کرده است. همچنین، این بحرانها بیش از آنکه پیامد محدودیتهای طبیعی باشند، حاصل تعامل ساختارهای اجتماعی، الگوهای توسعه، مناسبات اقتصادی، ارزشهای فرهنگی، شیوههای حکمرانی و رفتارهای انسانی هستند. ازاینرو، تحقق توسعه پایدار مستلزم تلفیق دانش بومشناختی و تحلیلهای جامعهشناختی، تقویت مشارکت اجتماعی، اصلاح الگوهای تولید و مصرف و استقرار حکمرانی کارآمد محیطزیستی است.